محمد جواد مغنية ( مترجم : محمد بحرينى كاشمرى )
15
دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى )
گروهى از زمامداران شيعه ، و پيوستگى ، و همآهنگى شيعيان تشيع ، جلوه نمود ، و خلاف آن را نيز ، نمايش ميدهد ، كه در اثر اختلاف ، حس جاهطلبى ، زمامدارى نااهلان - دولت آنان سقوط كرد . تقديم به : هيئت تعليم قرآن - مسائل دينى - آداب مذهبى اما سبب تقديم اين كتاب - به اين هيئت - اين است : من خود در يكى از روستاهاى پائين ولايت كاشمر « 1 » ، در خانوادهء روحانى ، به دنيا آمدم . اجداد ، اعمام ، دائى ، و پدرم ، از مدت زمانى ، ارشاد و هدايت مردم روستا را به عهده داشتهاند ، جد بزرگم « 2 » ، كه بنقل متواتر پيرمردان آنحدود يكى از اوتاد عصر خود بشمار ميرفت و ظاهرا از شاگردان مرحوم شيخ انصارى بوده ، پس از بازگشت از نجف اشرف ، با اينكه در مشهد مقدس ، زمينهء عالى برايش فراهم بوده است - و علماى پيشين كاشمر هم كرارا از ايشان تقاضا كرده بودند - به شهر برود ولى معظم له زير بار نرفته و راهنمائى و ارشاد روستائيان را ، لازمتر دانست و نيز ، جد ديگرم « 3 » كه او مدتى در مشهد و هم در سبزوار - به تحصيل پرداخته بود - با برادرانش ، و نيز فرزندانش - يكى پس از ديگرى ، همان روش گذشتگان را دنبال كردند ، منهم كه فعلا تنها روحانى ، اين خانواده هستم چون خود بزندگى روستائيان و نيازمنديهاى آنان به روحانى كاملا آشنا هستم - و ميديدم ، همانگونه كه : اكثر آنان ، از پديدههاى تمدن ، و پيشرفت ، و عمران ، و زندگى بهداشتى محرومند ، از داشتن يك نفر روحانى و رهنماى مذهبى و اخلاقى نيز بىبهرهاند - و از اين جهت ،
--> ( 1 ) - ابراهيمآباد باب الحكم . ( 2 ) - آخوند ملا محمد على - فرزند آخوند ملا محمد ابراهيم - فوت 1312 قمرى هجرى . ( 3 ) - مرحوم آقا محمد باقر - فوت - تقريبا 55 سال پيش .